بعضی وقت‌ها نمی‌توانیم خودمان را از دست قید‌و‌بند‌ها و افکار سنتی رها کنیم، کاری را بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌کنیم و نگران نظرات و افکار دیگران درمورد کارهایمان هستیم. اگر می‌خواهی از دست این قید‌و‌بند‌ها رها شوی و یاد بگیری چگونه آزاد زندگی کنی،[۱] این مقاله را کامل بخوان.

بخش 1 از 3:
نگرانی کمتر

  1. 1
    به آنچه دیگران درموردت فکر می‌کنند، کمتر اهمیت بده. دیگران از کنترل تو خارج هستند و اگر همیشه نگران این باشی که آن‌ها چه ذهنیت و تصویری از تو دارند، نمی‌توانی آزاد زندگی کنی. هیچ‌وقت نمی‌شود همه را راضی نگه‌ داشت و داشتن چنین تصوری می‌تواند باعث تنهایی و نامیدی‌ شود.[۲]
    • اجازه نده دیدگاه دیگران روی تو تاثیر بگذارد. اگر به خودت و دیگران نشان بدهی که همیشه سعی می‌کنی آن طوری باشی که آن‌ها می‌خواهند، به جایی می‌رسی که دیگر نمی‌توانی آزاد باشی.[۳]
    • از افرادی که ذهنت را "مسموم می‌کنند" دوری کن. [۴] این‌ها همان کسانی هستند که سعی می‌کنند تو را با تحریک‌کردن، افکار منفی یا روش‌های کنترلی دیگر محدود کنند. بهتر است با یادگیری فنون مذاکره‌ی بدون خشونت با آن‌ها مقابله کنی و به‌جای نشان‌دادن واکنش‌های تند، با صحبت‌ و عکس‌العمل‌های منطقی آن‌ها را خلع‌سلاح کنی. تو این اختیار را داری که از این افرا دوری کنی و خودت را از تاثیر و نفوذ آن‌ها رها کنی. دوستان خوب می‌توانند در پیدا‌کردن تعادل مناسب به تو کمک کنند.
  2. 2
    روی چیز‌های بد تمرکز نکن. به‌جای تمرکز روی چیز‌هایی که نمی‌توانی انجام بدهی، روی کارهای قابل‌انجام متمرکز شو و خودت را رها کن کن. توجه‌ات را به کار‌هایی که می‌توانی برای بهتر‌شدن اوضاع زندگی خودت و دیگران انجام بدهی معطوف کن.[۵] با انجام این کار‌ها، آزادی بیشتری پیدا می‌کنی و می‌توانی آنطور که می‌خواهی زندگی کنی.[۶]
    • به‌جای فکر‌کردن به شکست‌ها، موفقیت‌هایت را به خودت یادآوری کن. اگر اوضاع در مدرسه یا محل‌ کار ‌‌خوب پیش نمی‌رود، روی خانواده و روابط یا مثلاً پیشترفتی که در بازی بسکتبال داشته‌ای تمرکز کن. روی نکات مثبت تمرکز کن.
    • مواظب چیز‌هایی که می‌گویی باش. از گفتن جمله‌های منفی مثل "نمی‌توانم" خودداری کن. زبان سلاح قدرتمندی است که می‌توانی با آن خودت و دیگران را متقاعد کنی. با تغییر جمله‌های منفی به افکار مثبت و تمرکز روی کارهایی که توانایی انجام آن‌ها را داری، خودت را از تنبلی و تعلل در انجام کار‌ها نجات می‌دهی. به‌جای گفتن نمی‌توانم، بگو " باید این کار را انجام بدهم."
  3. 3
    صادق باش. دروغ‌ تو را در دام فریب گرفتار می‌کند. دروغ‌هایی را که به خودت و دیگران می‌گویی شناسایی کن. با صداقت بهتر می‌توانی با افرادی که به آن‌ها اعتماد داری، ارتباط برقرار کنی زیرا آن‌ها تنها کسانی هستند که می‌توانند آسیب‌پذیری تو را به‌خوبی درک کنند.[۷]
    • دروغ نوعی دفاع از خود است. برای بسیاری از ما طبیعی است که احساس کنیم باید در شرایطی که درگیری ایجاد می شود با دروغ‌گفتن از خودمان دفاع کنیم.
    • دروغ‌گفتن هنگام درگیری می تواند روش دفاعی خوبی باشد که باعث می‌شود طرف مقابل تو را رها کند ولی این کار باعث می‌شود بیشتر گرفتار او بشوی؛‌ زیرا با انجام این کار به‌جای روشن‌کردن موضع یا مقاومت و بیان شفاف خواسته‌هایت از گفتن آن‌ها فرار می‌کنی.
    • وقتی‌ جواب کسی را با محبت و مهربانی بدهی، آزادی خودت را در روابط دوباره به دست می‌آوری زیرا یاد می‌گیری درد، آسیب و سایر احساسات منفی دیگران را بدون تشدید درگیری بپذیری و به‌طور واضح نشان بدهی که کماکان قدرت انتخاب و تصمیم‌گیری‌ خودت را حفظ می‌کنی.
  4. 4
    وضعیت مالی خودت ( کم‌وکاستی‌های آن) را بپذیر. بسیاری از مردم "داشتن پول کافی" را با داشتن آزادی مرتبط می‌دانند ولی نگرشی که نسبت به پول داری، بیشتر از خود پول برایت آزادی خواهد داشت. به پول به چشم یک وسیله نگاه کن،‌ نه چیزی که زندگیت را هدایت می‌کند. [۸] یاد بگیر چگونه پس‌انداز کنی، مخارجت را مدیریت کنی و پول‌هایت را درست خرج کنی. [۹]
    • ببین چگونه می‌توانی خودت را از مصرف‌گرایی و احساس بد ناشی از آن رها کنی. برای مثال اگر از پرداخت هزینه‌های بالای خرید غذا‌های ارگانیک خسته شده‌ای، در باغچه‌ی خانه‌ات درخت‌های میوه و سبزیجات بکار. این کار را مرتباً انجام بده و مطمئن باش نتیجه‌ی تلاش‌هایت را با ارتباط با طبیعت، به‌دست‌آوردن سلامتی با خوردن غذا‌های با کیفیت و الگوی رفتاری مناسب با فرزندان، همسایه‌ها و دوستان خواهی دید.
  5. 5
    چیزهایی را که در ساختن آن‌ها مهارت داری بساز. مهارت‌های خودت را با کسانی که توانایی ساختن چیز‌هایی را دارند که تو نمی‌توانی بسازی یا از انجام آن‌ها لذت نمی‌بری به اشتراک بگذار. با انجام این کار می‌توانی دوستان جدید و ارتباطاتی به‌دست بیاوری که تو را شگفت‌زده کنند.
    • از روش‌های آنلاین برای آشنا‌شدن با افرادی که با تو هم‌فکر هستند استفاده کن، مهارت‌ یا دانش خودتان را با هم به اشتراک بگذارید و آن‌ها را تشویق کن تا آزادانه زندگی کنند. می‌توانی از تالار‌های گفت‌و‌گو یا وب‌سایت‌هایی که انجمن‌های گفت‌و‌گو دارند کمک بگیری تا دوستان،‌ همسایه‌ها یا افراد محله را برای به اشتراکگذاشتن مهارت‌ها دور هم جمع کنی.

بخش 2 از 3:
مراقبت از سلامتی

  1. 1
    ورزش کن. ورزش می‌تواند با آزاد‌کردن اندروفین خلق‌و‌خویت را بهتر کند؛ همچنین با داشتن تناسب‌اندام، اطمینان پیدا می‌کنی که توانایی انجام کار‌های مورد‌علاقه‌ات را داری. [۱۰] اجازه نده کسالت مانع آزادیت از انجام کار‌های مورد‌علاقه‌ات شود. ورزشی را انتخاب کن که از انجام‌دادن آن لذت می‌بری زیرا ورزش قبل از هر چیز باید سرگرم‌کننده باشد.[۱۱]
    • روحت را با آزاد‌کردن اندروفین رها کن. اندورفین‌ها درواقع آرام‌بخش‌های روحی بدن به‌حساب می‌آیند و مواد بیوشیمیایی هستند که مغز در پاسخ به تجربیات خوشایند ترشح می‌کند. اندورفین‌ها کمک می‌کنند از بند احساسات غیر‌مفیدی که ممکن است تو را در افکار منفی غرق کنند، رها شوی. کار‌هایی مثل تمرینات ورزشی، خندیدن، ارتباطات اجتماعی و انجام کار‌های مثبت کمک می‌کنند تا اندروفین‌ها آزاد شوند و بتوانی با ذهنی آزادتر روی جنبه‌های واقعی که اهمیت دارند تمرکز کنی.
  2. 2
    تا جایی که می‌توانی بخند و لبخند بزن. لبخند چهارچوب ذهن را تغییر می‌دهد[۱۲] هر روز موضوعی برای خندیدن پیدا کن. با خندیدن به افکار قدیمی یا جالب خودت شروع کن، سپس یک فیلم خنده‌دار تماشا کن یا به یک تئاتر خنده‌دار برو یا هر چیز دیگری را که باعث خندیدنت می‌شود انجام بده. خندیدن و لبخندزدن سیستم دفاعی بدن را تقویت کرده و باعث می‌شوند با آزاد‌شدن اندورفین احساس بهتری داشته باشی. [۱۳] لبخند باعث می‌شود مغز بفهمد که خوشحال هستی و تو را به‌سمت داشتن روحیه‌ی عالی و وضعیت ذهنی بهتر هدایت کند.
  3. 3
    ساعت‌هایی از روز را زیر نور خورشید بگذران. نور خورشید می‌تواند روز را بانشاط و روحیه‌‌ات را بهتر کند. به مکان‌هایی با فضای باز برو، پیاده‌روی کن، از طبیعت لذت ببر و با دیگران وقت بگذران. یادت باشد در ماه‌های گرم سال اقدامات احتیاطی را در مقابل نور خورشید رعایت کنی.[۱۴]
  4. 4
    با دوستانت وقت بگذران.[۱۵] بودن با دوستان،‌ همدلی تو را نشان می‌دهد؛‌ درک‌کردن آن‌ها و درک متقابل از طرف آن‌ها می‌تواند احساس خوبی را در تو تقویت کند؛ این موضوع کمک می‌کند اندورفین در بدنت آزاد شود. علاوه بر این تحقیقات نشان داده است که فعالیت‌های اجتماعی و گذارندن وقت با دوستان باعث افزایش سطح سروتونین بدن می‌شود و برای بهبود سلامت درونی مهم است.

بخش 3 از 3:
تغییر عادت‌های روزمره

  1. 1
    تا جایی‌ که می‌توانی کار‌های جدید انجام بده.[۱۶] داشتن پذیرش برای کسب تجربه‌های جدید، یکی از راه‌های رسیدن به آزادی است زیرا این کار باعث گسترده‌تر‌شدن افق دیدت شده و می‌توانی با کشف استعداد‌های جدید و نهفته‌ی درونت،‌ خودت را آماده‌ی پذیرش جنبه‌های مثبت زندگی کنی. [۱۷]
    • به تجربیات جدید به چشم یک دردسر اضافه یا مسئولیت نگران‌کننده نگاه نکن بلکه آن‌ها را به چشم فرصت‌هایی ببین که برایت پیش آمده‌اند. بیشتر دغدغه‌هایی که قبل از شروع یک تجربه جدید به وجود می‌آیند، افکار و نگرانی‌هایی هستند که خودت در ذهنت ساخته‌ای.
    • هر بار کار جدیدی انجام می‌دهی، خودت را تشویق کن. همچنین آن را برای دیگران تعریف کن تا تاثیر نتیجه‌ی خوب آن بیشتر شود. شاید داستان تو کمک کند تا دیگران نیز بتوانند آزادانه‌تر زندگی کنند.
  2. 2
    وانمود کن یک موسیقی در زندگی روزمره‌ات داری. همه‌ی فیلم‌ها یک موسیقی متن دارند و تو هم باید چنین موسیقی داشته باشی. اگر در یک روز بارانی سخت در خیابان قدم میزنی، ذهنت را با چیزی مشغول کن که باعث سرگرم‌شدن ذهنت و حرکت پاهایت شود.
  3. 3
    یک کار خود‌جوش و خلاقانه انجام بده. خود‌جوشی و صرافت طبع معمولاً با رسیدن به بلوغ و مشغله‌های کاری و مسئولیت‌های خانوادگی و اجتماعی کم‌رنگ‌تر می‌شوند. دلیل این اتفاق هم این است که از هر فرد بالغی درجامعه انتظار می‌رود تا فرصت‌ و تمایلش را برای انجام بعضی از کار‌ها که خارج از عرف است در خودش سرکوب کند. داشتن کمی خودجوشی و انجام کار‌های ناگهانی می‌تواند تعادل را به زندگی برگرداند.
    • کارهای سرگرم‌کننده‌‌ی گروه‌های هنری معروف را دنبال کن؛ مثلاً برنامه‌هایی مثل دورهم جمع‌کردن بیش از دویست‌هزار نفر در مرکز شهر برای تماشای "سگ‌های نامرئی" معروف و متقاعدکردن مردم در خصوص اینکه آن‌ها واقعی هستند. انجام کار‌هایی که باعث حیرت مردم شود یکی از بهترین راه‌ها برای خروج از چهارچوب‌های تعریف‌شده و زندگی آزادانه است.
    • ویدئو‌های کمدی و خنده‌دار رادر اینترنت جستجو کن تا کار‌هایی را که باعث خنده و شادی می‌شود ببینی.
  4. 4
    پیاده‌روی کن. از خانه بیرون برو و پیاده‌روی کن.[۱۸] مسیر خاصی را برای راه‌رفتن انتخاب نکن و آنقدر راه برو تا مجبور شوی بایستی. پیاده‌روی بدون داشتن هدف و مقصد، کار جالبی است.
  5. 5
    هر از گاهی کار‌هایی را که دوست داری انجام بده. بعضی وقت‌ها لازم است کاری را بدون فکر‌کردن انجام بدهیم. برای صبحانه شیرینی بخور یا مثلاً موهایت را بدون اینکه به کسی بگویی کوتاه کن. تغییر عادت‌های روزانه کمک می‌کند هر روز برای زندگی شور و هیجان داشته باشی. کسی چه می‌داند فردا چه اتفاقی می‌افتد![۱۹]
  6. 6
    کارهای مورد‌علاقه‌ات را انجام بده. لازم نیست در هر چیزی که به آن علاقه داری خوب باشی، فقط کافیست که عاشق آن باشی. ممکن است آن کار نوشتن، نقاشی‌کردن باشد یا ورزش باشد. هرچیزی که هست را با آغوش باز قبول کن و خودت را کاملاً با آن درگیر کن. با خانواده‌ و دوستانت در‌مورد آن صحبت کن و آن‌ها را نیز تشویق کن که آن کار را انجام بدهند، بگذار چیز‌هایی که در زندگی دوست داری تو را احاطه کنند.

نکات

  • خودت را سرکوب نکن. ابراز احساساتی مثل ترس، ‌لذت و اشتیاق چیز‌هایی هستند که می‌توانی به آن‌ها افتخار کنی. اگر دیگران تو را سرکوب کردند، منصرف نشو؛ در عوض روی مهارت‌های خودت بیشتر کار کن تا یاد بگیری چگونه میزان شور و شوق خودت را متناسب با هر مخاطبی تنظیم کنی.
  • همیشه سعی کن انرژی خودت را بالا نگه داری. با داشتن انرژی بیشتر می‌توانی آزادانه‌تر زندگی کنی زیرا احساس سستی نخواهی کرد و چیزی مانع راهت نمی‌شود. افراد خسته معمولاً گزینه‌های "مثل همیشه" را انتخاب می‌کنند زیرا مقاومت‌کردن به انرژی نیاز دارد و حفظ موقعیت فعلی به این معنی است که می‌توانند همان طوری که هستند باقی بمانند. اما در نظر داشته باش که اینرسی هرگز با آزادی همراه نیست بلکه به معنی زندانی‌شدن است. به همین خاطر غذا‌های سالم و چیز‌هایی را که بیشترین مقدار انرژی را به بدنت می‌رسانند بخور. برای تقویت انرژی و قدرت بدنی خودت به‌صورت منظم ورزش کن. ایمان داشته باش؛ پیدا کردن چیزی که از لحاظ روحی به تو انرژی بدهد کمک می‌کند تا هنگام شکست بتوانی انرژی خودت را دوباره به‌ دست بیاوری.
  • اگر چیزی را دوست نداری، آن را خیلی مودبانه بیان کن و برای پوشاندن آن دروغ نگو. بیشتر مواقع وقتی این دروغ‌ها آشکار می‌شوند، دردسر ایجاد می‌کنند. معمولاً افراد از چیزی که نشان می‌دهند قوی‌تر هستند و حتی اگر از جسارت تو برای اعلام نظرت ناراحت شوند، به آن احترام می‌گذارند.
  • حد تعادل بین مقاومت و هم‌رنگ شدن با دیگران را پیدا کن. بعضی وقت‌ها بهتر است بگذاری زندگی آن‌طور که باید جریان داشته باشد در حالی که در مواقع دیگر باید انرژی مضاعفی برای هدایت امور صرف کنی. این چیز‌ها را با تجربه یاد می‌گیری ولی برای یاد‌گرفتن باید وارد عمل بشوی و سعی خودت را بکنی.
  • سعی کن زندگی شاد و سرگرم‌کننده‌ای برای خودت انتخاب کنی. مطمئناً لحظات سخت و چالش برانگیز در زندگی همه وجود دارد اما زندگی فقط از این تجربیات سخت ساخته نشده است. ممکن است تصور کنی زندگی همین راه سختی است که بعضی از مردم در پیش گرفته‌اند. باید عبارت‌های منفی که توسط بعضی‌ها گفته می‌شود را به چالش بکشی تا آن‌ها متوجه شوند که با گفتن این حرف‌ها انرژی خوشان را می‌گیرند و خودشان را در وجودشان زندانی می‌کنند.
  • استرس را مدیریت کن.[۲۰] زندگی آزادانه به معنی زندگی بدون استرس نیز هست؛ استرس تو را محدود می‌کند و سلامتی تو را تهدید می‌کند. اگر خودت نمی‌توانی استرس را مدیریت کنی، از افراد یا گروه‌های متخصص کمک بگیر یا مقالات خودآموز مرتبط را مطالعه کن.
  • مردم همیشه قضاوت می‌کنند. معمولاً برای ما راحت‌تر است کسی را قضاوت کنیم تا اینکه بخواهیم به عمق و درون یک موضوع توجه کنیم و کم‌وکاستی‌ها را پیدا کنیم. مهم این است که تفاوت قضاوت سازنده (قضاوتی که شامل حقایقی درباره‌ی کارهایی است که باید برای پیشرفت انجام بدهی است و معمولاً از طرف یک فرد متخصص یا با‌تجربه انتقال داده می‌شود) و قضاوت آزار‌دهنده و کینه‌توزانه (انتقاد ناشی از نادانی، نفرت، حسادت و دشمنی که عموماً از طرف افراد نادان یا کم‌دان که فکرمی‌کنند می‌توانند خوب و مفید باشند ولی هیچ‌وقت کاری برای کسی انجام نمی‌دهند منتقل می‌شود) را بدانی. وقتی بتوانی تفاوت این دو نوع قضاوت را تشخیص بدهی، می‌توانی از قضاوت‌های سازنده استفاده کنی و انتقاد‌های مخرب را نادیده بگیری و به این ترتیب آزاد باشی.
  • مبارزه‌هایت را هوشمندانه انتخاب کن. مواقعی را که بهتر است به‌جای ایستادن و مقاومت‌کردن، موضوع را رها کنی بشناس (توجه داشته باش که بیشتر مواقع باید همین کار را انجام بدهی). فقط مواقعی بایست و مبارزه کن که انجام‌ندادن این کار به تو آسیب می‌زند یا نتیجه‌ی زیان‌باری دارد. یاد بگیر مشاجرات را آرام کنی و آتش آن‌ها را شعله‌ور نکنی. با یک ارتباط مسالمت‌آمیز می‌توانی به دیگران کمک کنی تا به‌جای عقب‌نشینی برای التیام زخم‌هایشان (با هدف برگشتن با حالت تهاجمی شدید‌تر) به مصالحه و تفاهم برسند.
  • متناسب با سن، جنسیت و نیاز‌های شخصی خودت،‌ خواب کافی داشته باش. کمبود خواب به‌مرور بیشتر می‌شود و حالتی از ناخود‌آگاهی به تو می‌دهد؛ تا جایی که تصور می‌کنی حالت سستی و نا‌خودآگاهی که در آن زندگی می‌کنی، طبیعی است. افراد کم‌خواب معمولاً بسیار منفی‌تر از افرادی هستند که خواب کافی دارند. این افراد در مواجهه با چالش‌های زندگی، انرژی و توان مقاومت کمتری دارند. از استفاده‌ی بیش از حد از ذخیره‌ی خواب خودت خودداری کن و ذخیره‌ی از دست‌رفته را دوباره جبران کن. در این صورت خودت را برای نشان‌دادن جذبه و شخصیت واقعی که داری آزاد‌تر حس می‌کنی!
  • دنیا پر از آدم‌های متنفر است. این‌ها همان کسانی هستند که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند آزاد زندگی کنند و مسلماً توجهی به افرادی که می‌خواهند این کار را انجام بدهند ندارند. همانطور که الن دجینرس می‌گوید، آدم‌های متنفر اطرافت را به انگیزه‌دهنده‌های زندگیت تبدیل کن. سعی کن نگرش آن‌ها را در مورد چیز‌هایی که می‌گویند درک کنی اما نهایتاً کاری را که فکر می‌کنی درست است انجام بده. یادت باشد هر کاری هم که انجام بدهی،‌ مورد انتقاد یک سری از افراد قرار می‌گیری بنابراین به‌جای انجام کار‌هایی که مورد‌تایید دیگران باشد، کاری را انجام بده که باعث می‌شود احساس آزادی و رهایی کنی. مهم این است که نگذاری این افراد با تایید‌نکردن کار‌هایت، قدرت و انرژیت را بگیرند.
  • پذیرش تمام آن چیزی است که باید انجام بدهی، پذیرفتن خودت آن‌طور که هستی و پذیرش دیگران آن‌طور که هستند. همه نمی‌خواهند با روش‌هایی که در اینجا گفته شد آزادانه زندگی کنند. در حقیقت، برای بعضی از افراد حتی تصور از‌ دست‌دادن روتین‌های زندگی و انجام کار‌های خودجوش یا جدید یک تهدید به‌ حساب می‌آید. اگرچه می‌توانی برای دیگران یک الگوی رفتاری باشی که ذهن آن‌ها را به امکانات موجود و توانایی‌هایشان باز می‌کند، ولی نمی‌توانی کسی را مجبور به انجام کاری یا بودن چیزی کنی. سلائق و ترجیحات شخصی خودت را به کسی تحمیل نکن–– زیرا در اینصورت فقط حس آزادی خودت را با خودخواهی افزایش می‌دهی و نه آزادی آن‌ها. در نظر داشته باش که تصور تو از واقعیت تصور ––خودت–– است و این موضوع درباره‌ی دیگران هم صادق است؛ ممکن است آزادی در ظاهر چیزی بسیار متفاوت‌تر از برداشت شخصی تو باشد. بدون اینکه تحت‌تاثیر این گونه افراد قرار بگیری، با آن‌ها تعامل مناسب و متعادلی داشته باش .

هشدارها

  • آزادانه زندگی‌کردن به معنی زندگی خارج از چهارچوب قوانین نیست. [۲۱]

در مورد ویکی‌هاو

Kirsten Parker, MFA
به‌طور مشارکتی نوشته شده با همکاری:
Kirsten Parker, MFA
این مقاله مشترکا توسط 1$ نوشته شده. نویسندگان اشتراکی مقاله‌های ویکی‌هاو، با ویراستاران ما همکاری تنگاتنگی دارند تا دقیق و جامع بودن محتوای ما تا حد امکان تضمین شود.
از این صفحه ۱۱۴بار بازدید شده‌است.

آیا این مقاله کمکتان کرد؟